مطبوعات

امام خمینی(ره)وظیفه مطبوعات را «خدمت برای کشور»می دانند و ورود مطبوعات و رسانه ها را در این زمینه حرکتی درخلاف خدمت برای کشور می دانند.

امام صادق عليه‏السلام :

امتَحِنوا شِيعَتَنا عِندَ ثَلاثٍ :
عِندَ مَواقيتِ الصَّلاةِ كيفَ مُحافَظَتُهُم علَيها ،
وعِندَ أسرارِهِم كيفَ حِفظُهُم لَها عِندَ عَدُوِّنا ،
وإلى أموالِهِم كيفَ مُواساتُهُم لإخوانِهِم فيها .
شيعيان ما را در سه چيز بيازماييد :
در اوقات نمازشان ، كه چگونه بر آنها مواظبت مى‏كنند ؛
در اسرارشان ، كه چگونه آنها را از دشمنان ما حفظ مى‏كنند
و در اموالشان ، كه چگونه با آن به برادران خود كمك مى‏كنند .

قسمت‌هایی از ترجمه منشور كوروش

«آن گاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند... مَردوك (خدای بابلی) دل‌های پاك مردم بابل را متوجه من كرد زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد... نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. من برای صلح كوشیدم. برده‌داری را برانداختم. به بد‌بختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم هیچ كس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. خدای بزرگ از من خرسند شد... فرمان دادم... تمام نیایشگاه‌هایی را كه بسته شده بود، بگشایند... اهالی این محل‌ها را گرد آوردم و خانه‌های آنان را كه خراب كرده بودند، از نو ساختم. صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم».
این سخنان پادشاه پیروز و فاتح شهر بابل از آن رو اهمیت دارد كه بدانیم در كتیبه‌های بازمانده از دیگر پادشان بزرگ و قدرتمند گذشته همچون «آشور نصیرپال» (884 پ‌م.)، «سناخریب» (689 پ‌م)، «آشور بانیپال» (645 پ‌م.) پادشاهان آشور و «نبوكد نصر دوم» پادشاه بابل (565 پ‌م.) چنان پیروزمندانه از غارت و جنایت بر علیه مردم سرزمین‌های مغلوب سخن رانده شده كه مو بر تن هر جنبنده‌ای راست می‌كند.
پس از ترجمه و انتشار فرمان كوروش بزرگ شهرت این استوانه گلی و متن بشردوستانه حك شده بر آن با عناوین «منشور آزادی» و «نخستین منشور جهانی حقوق بشر» شهرتی عالمگیر یافت، اما منشور حقوق بشر كوروش تنها یك بار و در جریان جشن‌های 2500 ساله ایران به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش درآمد.

اندیشمندان

معیار واقعی بودن تصمیم، آن است که دست به عمل بزنیم. آنتونی رابینز

اجازه نده ترس تو را فلج سازد. مارک فیشر

افرادی که از ریسک کردن میترسند، به جایی نمیرسند.
مارک فیشر

نشاط، آزادی مطلق است. تو حرکت به بالا را آغاز میکنی؛ نشاط به تو بال می دهد تا با آن پرواز کنی.
اشو


منشا همه بیماریها در فکر است.
ژوزف مورفی

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است.
آنتونی رابینز


چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد آمد.
ژوزف مورفی

افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط آزارشان دهد.
مارک فیشر


افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند.
مارک فیشر

اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند.
آنتونی رابیتز


تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند، فاصله این دو را زندگی كنیم.
سانتابان

هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند، تخیلات پیروز میشوند.
مارک فیشر


وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به ما دست میدهد.
آنتونی رابینز

ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم.
ژوزف مورفی


هر واقعه ای در آغاز به صورت رویا است.
کارل سندبرگ

هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کند.
ژوزف مورفی


قانون زندگی، قانون باور است.
ژوزف مورفی

اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل میدهد.
آنتونی رابینز


با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی آغاز میکنید.
آنتونی رابینز

برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی، سپس با اشتیاق شروع کنی.
مارک فیشر


اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید.
مارک فیشر

سعی نكنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بكوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم.
ماركوس گداویر


نبوغ در سادگی نهفته است.
مونزارت

این روشنی هدف است که به شما نیرو میبخشد.
آنتونی رابینز


در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه موجود است.
آنتونی رابینز

تمام کسانی که ثروتمند شده اند باور داشته اند که میتوانند ثروتمند شوند.
مارک فیشر


باور به طور خود بخود به اجرا در می آید.
ژوزف مورفی

نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد نمیشود.
آنتونی رابینز


به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید.
ژوزف مورفی

ترس باعث میشود تا بسیاری از مردم به رویاهایشان نرسند.
مارک فیشر


شجاعت واقعی زمانی است كه شخصی بتواند از اعماق مشكلات و بدبختی ها به زندگی لبخند بزند.
ناپلئون

زندگی دقیقا به ما آن چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم.
مارک فیشر


نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند حال و آینده ما را تباه کنند.
آنتونی رابینز

آرزوهای هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او میشود.
هراکلیتوس


اندیشه هایتان را عوض کنید تا سرنوشتتان عوض شود.
ژوزف مورفی

زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از آنچه تصورش را میکنید به ما آسایش بدهد.
مارک فیشر


كسی رو كه دوستش داری، چند وقت یكبار بهش یادآوری كن، تا فراموش نكنه قلبی براش می‌تپه.
شكسپیر

تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند.
مارک فیشر


ضمیر باطن شما سازنده بدن شماست و میتواند شما را درمان کند.
ژوزف مورفی

همه رویاهای ما می توانند محقق شوند، مشروط بر اینکه ما شجاعت دنبال کردن آنها را داشته باشیم.
والت دیسنی

قایقی خواهم ساخت

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.

ادامه نوشته

آی آدما

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!

یکنفردر آب دارد می سپارد جان.

ادامه نوشته

طنز

شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند. شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه. حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانة خودش که آن را هم دزد زده بود. به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید. داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها. دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده.

روزی، چطورش را نمیدانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد. شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که میخورد، سیگاری دود میکرد و شروع میکرد به خواندن رمان.
دزدها میامدند؛ چراغ خانه را روشن میدیدند و راهشان را کج میکردند و میرفتند.
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود. هرشب که در خانه میماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین میگذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد.
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن میتوانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمیگشت؛ ولی دست به دزدی نمیزد. آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود. میرفت روی پل شهر میایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه میکرد و بعد به خانه برمیگشت و میدید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است.
در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکلی این نبود. چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود! او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانة دیگری، وقتی صبح به خانة خودش وارد میشد، میدید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد میزد.
به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمیزد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس، کسانی که دفعات بیشتری به خانة مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد میزدند، دست خالی به خانه برمیگشتند و وضعشان روز به روز بدتر میشد و خود را فقیرتر میافتند.
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفتة شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوچه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته میکشد و به این فکر افتادند که "چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم که شبها به جای ما هم بروند دزدی". قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و آن دیگری هم از ... . اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر میشدند.
عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند. ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی میکشیدند، فقیر میشدند؛ چون فقیرها در هر حال از آنها میدزدیدند. فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، ادارة پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد.
به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند. صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند.

ملا و...

ملا نصرالدین الاغی داشت.او را به بازار برد که بفروشد.هر خریداری که جلو می آمد الاغ او را گاز می گرفت و آنان را که از پشت به او نزدیک می شدند لگد می زد.

مردم گفتند: این الاغ را کسی نخواهد خرید. ملا گفت:

می دانم.من هم اورا برای فروش نیاورده ام.می خواهم مردم بدانند من از دست این الاغ چه می کشم.

دزد وملانصرالدین

روزی ملانصرالدین در فصل تابستان به مسجد رفت و پس ار نماز و استماع موعظه در گوشه ای از مسجد خوابید و
کفشهای خود را روی هم گذاشته زیر سرنهاد .همینکه به خواب رفت و سرش از روی کفشها رد شده و به روی حصیر
افتاد وکفشها از زیر سرش خارج شدند. دزد آمد و کفشها را برداشت و برد . وقتی ملا بیدار شد و کفشها را ندید
دانست مطلب ازچه قرار است .پس برای فریب دادن و بهچنگ آوردن دزد تدبیری اندیشید و پیش خودخیال کرد که لباس
هایم را ازتنم بیرون میآورم و آنرا تانموده و زیر سر میگذارم و خود را به خواب میزنم و سرم را از روی لباسها پایین
میاندازم دراین موقع دزد میآید و دست دراز میکند که لباسها را بیرد ومن مچ او را فورا میگیرم. و همین کار را کرد
اما از قضا درخواب عمیقی فرورفت .وقتی ازخواب بیدار شد دید لباسهارا هم برده اند

گرگ پیره زن وبچه

گرگ گرسنه‌ای برای تهیة غذا به شکار رفت.
در کلبه‌ای در حاشیة دهکده پسر کوچکی داشت گریه می‌کرد و گرگ صدای پیرزنی را شنید که داشت به او می‌گفت: «اگر دست از گریه و زاری برنداری تو را به گرگ می‌دهم.»

گرگ از آن‌جا رفت و ....

نشست و منتظر ماند تا پسر کوچولو را به او بدهند.
شب فرا رسید و او هنوز انتظار می‌کشید.
ناگهان صدای پیرزن را شنید که می‌گوید: «کوچولو گریه نکن، من تو را به گرگ نمی‌دهم. بگذار همین که گرگ پیر بیاید او را می‌کشیم.»

گرگ با خود گفت: «انگار این‌جا آدم‌هایی پیدا می‌شوند که چیزی می‌گویند اما کار دیگری می‌کنند.»
و بلند شد و روستا را ترک گفت.

تصمیم گیری عجولانه

مرد مسنی به همراه پسر ۲۵ ساله‏اش در قطار نشسته بود.
در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ۲۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد.
دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد : “ پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند ” مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه ۵ ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره فریاد زد: ” پدر نگاه کن دریاچه ، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند.”
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند.
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:” پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند : “‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!”
مرد مسن گفت: ” ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم.
امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!!!

نتیجه اخلاقی "ما نباید بدون دانستن تمام حقایق نتیجه‏ گیری کنیم"

دعای فرج

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما، نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پردۀ غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد

گفتاورد

عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند
داستانی است که بر هر سر بازاری هست
عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند
داستانی است که بر هر سر بازاری هست
The tomb of Saadi 1.jpg

بابا طاهر دوبیتی

باباطاهر عريان همداني بوده و مسلک درويشي و فروتني او که شيوه عارفان است سبب شد تا وي گوشه گير گشته و گمنام زيسته وتفصيلي از زندگاني خود باقي نگذارد فقط در بعض کتب صوفيه ذکري از مقام معنوي و مسلک رياضت و درويشي و صفت تقوي و استغناي او آمده است . آنچه از سوانح و زندگاني وي معلوم است ، ملاقاتي است که گويا ميان او و طغرل اولين شاه سلجوقي در حدود سال چهار صدوچهل وهفت درهمدان اتفاق افتاد و از اين خبر بدست مي آيد که دوره شهرت شيخ اواسط قرن پنجم و ظاهراً تولدش اواخر قرن چهارم بوده است . باباطاهر از سخنگويان صاحبدل و دردمند بوده و نغمه هائي که شاهد سوز دروني است سروده و نيز رسالاتي بعربي و فارسي تاليف نموده است . از آن جمله مجموعه کلمات قصاريست بعربي که عقايد تصوف را در علم و معرفت و ذکر و عبادت و وجد و محبت در جمله هاي کوتاه و موثري بيان ميکند. عمده شهرت باباطاهر در ايران بواسطه دوبيتي هاي شيرين و موثر و عارفانه اوست . از خصوصيات اين رباعيات آنکه با وزن معمولي رباعي کمي فرق دارد و نيز در لغتي شبيه بلغت لري سروده شده و از اين لحاظ آنها را در کتب قديم «فهلويات » نام داده اند. در تمام رباعي هاي ساده و موثر شاعر ياد از وحدت جهان و دورافتادگي انسان و از پريشاني و تنهائي و ناچيزي و بي چيزي خود کرده از هجران شکايت نموده و حس اشتياق معنوي خود را جلوه داده است . باباطاهر در همدان دار فاني را وداع گفته و در همان شهر مدفونست . (تاريخ ادبيات شفق ص 108 و 109). هدايت گويد:
طاهر عريان همداني نام شريفش باباطاهر است ، از علما و حکما و عرفاي عهد بوده است و صاحب کرامات و مقامات عاليه و اين که بعضي او را معاصر سلاطين سلجوقيه دانسته اند خطاست . وي از قدماي مشايخ است معاصر ديالمه بوده و در سنه 410 ه' . ق. بوده قبل از عنصري و فردوسي و امثال و اقران ايشان رحلت نموده ، رباعيات بديع و مضامين رفيع بزبان قديم دارند. گويند رسالات از آن جناب مانده و محققين بر آن شروح نوشته اند.
ادامه نوشته

مقام معضم رهبری وجوان

ادامه نوشته

تصاویری از بارگاه امام علی (ع)

بارگاه امیرالمؤمنین علیه السلامحرم امیرالمؤمنین علی علیه السلامبارگاه امام علی علیه السلام

ضریح حضرت امام علی علیه السلام بارگاه حضرت امام علی علیه السلام

خطبه ایی از مولا علی (ع)

 و من خطبة له ع يذكر فيها ابتداء خلق السماء و الأرض و خلق آدم و فيها ذكر الحج و تحتوي على حمد الله و خلق العالم و خلق الملائكة و اختيار الأنبياء و مبعث النبي و القرآن و الأحكام الشرعية

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لاَ يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ اَلْقَائِلُونَ وَ لاَ يُحْصِي نَعْمَاءَهُ اَلْعَادُّونَ وَ لاَ يُؤَدِّي حَقَّهُ اَلْمُجْتَهِدُونَ اَلَّذِي لاَ يُدْرِكُهُ بُعْدُ اَلْهِمَمِ وَ لاَ يَنَالُهُ غَوْصُ اَلْفِطَنِ اَلَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لاَ نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لاَ وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لاَ أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ اَلْخَلاَئِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ اَلرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ أَوَّلُ اَلدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ اَلتَّصْدِيقُ بِهِ وَ كَمَالُ اَلتَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ اَلْإِخْلاَصُ لَهُ وَ كَمَالُ اَلْإِخْلاَصِ لَهُ نَفْيُ اَلصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ اَلْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ اَلصِّفَةِ فَمَنْ وَصَفَ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ وَ مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنَّاهُ وَ مَنْ ثَنَّاهُ فَقَدْ جَزَّأَهُ وَ مَنْ جَزَّأَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ وَ مَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ فَقَدْ حَدَّهُ وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ وَ مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلاَ مَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ كَائِنٌ لاَ عَنْ حَدَثٍ مَوْجُودٌ لاَ عَنْ عَدَمٍ مَعَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لاَ بِمُقَارَنَةٍ وَ غَيْرُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لاَ بِمُزَايَلَةٍ فَاعِلٌ لاَ بِمَعْنَى اَلْحَرَكَاتِ وَ اَلْآلَةِ بَصِيرٌ إِذْ لاَ مَنْظُورَ إِلَيْهِ مِنْ خَلْقِهِ مُتَوَحِّدٌ إِذْ لاَ سَكَنَ يَسْتَأْنِسُ بِهِ وَ لاَ يَسْتَوْحِشُ لِفَقْدِهِ خلق العالم أَنْشَأَ اَلْخَلْقَ إِنْشَاءً وَ اِبْتَدَأَهُ اِبْتِدَاءً بِلاَ رَوِيَّةٍ أَجَالَهَا وَ لاَ تَجْرِبَةٍ اِسْتَفَادَهَا وَ لاَ حَرَكَةٍ أَحْدَثَهَا وَ لاَ هَمَامَةِ نَفْسٍ اِضْطَرَبَ فِيهَا أَحَالَ اَلْأَشْيَاءَ لِأَوْقَاتِهَا وَ لَأَمَ بَيْنَ مُخْتَلِفَاتِهَا وَ غَرَّزَ غَرَائِزَهَا وَ أَلْزَمَهَا أَشْبَاحَهَا عَالِماً بِهَا قَبْلَ اِبْتِدَائِهَا مُحِيطاً بِحُدُودِهَا وَ اِنْتِهَائِهَا عَارِفاً بِقَرَائِنِهَا وَ أَحْنَائِهَا ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ فَتْقَ اَلْأَجْوَاءِ وَ شَقَّ اَلْأَرْجَاءِ وَ سَكَائِكَ اَلْهَوَاءِ فَأَجْرَى فِيهَا مَاءً مُتَلاَطِماً تَيَّارُهُ مُتَرَاكِماً زَخَّارُهُ حَمَلَهُ عَلَى مَتْنِ اَلرِّيحِ اَلْعَاصِفَةِ وَ اَلزَّعْزَعِ اَلْقَاصِفَةِ فَأَمَرَهَا بِرَدِّهِ وَ سَلَّطَهَا عَلَى شَدِّهِ وَ قَرَنَهَا إِلَى حَدِّهِ اَلْهَوَاءُ مِنْ تَحْتِهَا فَتِيقٌ وَ اَلْمَاءُ مِنْ فَوْقِهَا دَفِيقٌ ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ رِيحاً اِعْتَقَمَ مَهَبَّهَا وَ أَدَامَ مُرَبَّهَا وَ أَعْصَفَ مَجْرَاهَا وَ أَبْعَدَ مَنْشَأَهَا فَأَمَرَهَا بِتَصْفِيقِ اَلْمَاءِ اَلزَّخَّارِ وَ إِثَارَةِ مَوْجِ اَلْبِحَارِ فَمَخَضَتْهُ مَخْضَ اَلسِّقَاءِ وَ عَصَفَتْ بِهِ عَصْفَهَا بِالْفَضَاءِ تَرُدُّ أَوَّلَهُ إِلَى آخِرِهِ وَ سَاجِيَهُ إِلَى مَائِرِهِ حَتَّى عَبَّ عُبَابُهُ وَ رَمَى بِالزَّبَدِ رُكَامُهُ فَرَفَعَهُ فِي هَوَاءٍ مُنْفَتِقٍ وَ جَوٍّ مُنْفَهِقٍ فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَوَاتٍ جَعَلَ سُفْلاَهُنَّ مَوْجاً مَكْفُوفاً وَ عُلْيَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْكاً مَرْفُوعاً بِغَيْرِ عَمَدٍ يَدْعَمُهَا وَ لاَ دِسَارٍ يَنْظِمُهَا ثُمَّ زَيَّنَهَا بِزِينَةِ اَلْكَوَاكِبِ وَ ضِيَاءِ اَلثَّوَاقِبِ وَ أَجْرَى فِيهَا سِرَاجاً مُسْتَطِيراً وَ قَمَراً مُنِيراً فِي فَلَكٍ دَائِرٍ وَ سَقْفٍ سَائِرٍ وَ رَقِيمٍ مَائِرٍ خلق الملائكة ثُمَّ فَتَقَ مَا بَيْنَ اَلسَّمَوَاتِ اَلْعُلاَ فَمَلَأَهُنَّ أَطْوَاراً مِنْ مَلاَئِكَتِهِ مِنْهُمْ سُجُودٌ لاَ يَرْكَعُونَ وَ رُكُوعٌ لاَ يَنْتَصِبُونَ وَ صَافُّونَ لاَ يَتَزَايَلُونَ وَ مُسَبِّحُونَ لاَ يَسْأَمُونَ لاَ يَغْشَاهُمْ نَوْمُ اَلْعُيُونِ وَ لاَ سَهْوُ اَلْعُقُولِ وَ لاَ فَتْرَةُ اَلْأَبْدَانِ وَ لاَ غَفْلَةُ اَلنِّسْيَانِ وَ مِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَى وَحْيِهِ وَ أَلْسِنَةٌ إِلَى رُسُلِهِ وَ مُخْتَلِفُونَ بِقَضَائِهِ وَ أَمْرِهِ وَ مِنْهُمُ اَلْحَفَظَةُ لِعِبَادِهِ وَ اَلسَّدَنَةُ لِأَبْوَابِ جِنَانِهِ وَ مِنْهُمُ اَلثَّابِتَةُ فِي اَلْأَرَضِينَ اَلسُّفْلَى أَقْدَامُهُمْ وَ اَلْمَارِقَةُ مِنَ اَلسَّمَاءِ اَلْعُلْيَا أَعْنَاقُهُمْ وَ اَلْخَارِجَةُ مِنَ اَلْأَقْطَارِ أَرْكَانُهُمْ وَ اَلْمُنَاسِبَةُ لِقَوَائِمِ اَلْعَرْشِ أَكْتَافُهُمْ نَاكِسَةٌ دُونَهُ أَبْصَارُهُمْ مُتَلَفِّعُونَ تَحْتَهُ بِأَجْنِحَتِهِمْ مَضْرُوبَةٌ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ دُونَهُمْ حُجُبُ اَلْعِزَّةِ وَ أَسْتَارُ اَلْقُدْرَةِ لاَ يَتَوَهَّمُونَ رَبَّهُمْ بِالتَّصْوِيرِ وَ لاَ يُجْرُونَ عَلَيْهِ صِفَاتِ اَلْمَصْنُوعِينَ وَ لاَ يَحُدُّونَهُ بِالْأَمَاكِنِ وَ لاَ يُشِيرُونَ إِلَيْهِ بِالنَّظَائِرِ صفة خلق آدم عليه السلام ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ اَلْأَرْضِ وَ سَهْلِهَا وَ عَذْبِهَا وَ سَبَخِهَا تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ وَ لاَطَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّى لَزَبَتْ فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذَاتَ أَحْنَاءٍ وَ وُصُولٍ وَ أَعْضَاءٍ وَ فُصُولٍ أَجْمَدَهَا حَتَّى اِسْتَمْسَكَتْ وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ وَ أَمَدٍ مَعْلُومٍ ثُمَّ نَفَخَ فِيهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إِنْسَاناً ذَا أَذْهَانٍ يُجِيلُهَا وَ فِكَرٍ يَتَصَرَّفُ بِهَا وَ جَوَارِحَ يَخْتَدِمُهَا وَ أَدَوَاتٍ يُقَلِّبُهَا وَ مَعْرِفَةٍ يَفْرُقُ بِهَا بَيْنَ اَلْحَقِّ وَ اَلْبَاطِلِ وَ اَلْأَذْوَاقِ وَ اَلْمَشَامِّ وَ اَلْأَلْوَانِ وَ اَلْأَجْنَاسِ مَعْجُوناً بِطِينَةِ اَلْأَلْوَانِ اَلْمُخْتَلِفَةِ وَ اَلْأَشْبَاهِ اَلْمُؤْتَلِفَةِ وَ اَلْأَضْدَادِ اَلْمُتَعَادِيَةِ وَ اَلْأَخْلاَطِ اَلْمُتَبَايِنَةِ مِنَ اَلْحَرِّ وَ اَلْبَرْدِ وَ اَلْبَلَّةِ وَ اَلْجُمُودِ وَ اِسْتَأْدَى اَللَّهُ سُبْحَانَهُ اَلْمَلاَئِكَةَ وَدِيعَتَهُ لَدَيْهِمْ وَ عَهْدَ وَصِيَّتِهِ إِلَيْهِمْ فِي اَلْإِذْعَانِ بِالسُّجُودِ لَهُ وَ اَلْخُنُوعِ لِتَكْرِمَتِهِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ اُسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ اِعْتَرَتْهُ اَلْحَمِيَّةُ وَ غَلَبَتْ عَلَيْهِ اَلشِّقْوَةُ وَ تَعَزَّزَ بِخِلْقَةِ اَلنَّارِ وَ اِسْتَوْهَنَ خَلْقَ اَلصَّلْصَالِ فَأَعْطَاهُ اَللَّهُ اَلنَّظِرَةَ اِسْتِحْقَاقاً لِلسُّخْطَةِ وَ اِسْتِتْمَاماً لِلْبَلِيَّةِ وَ إِنْجَازاً لِلْعِدَةِ فَقَالَ فَإِنَّكَ مِنَ اَلْمُنْظَرِينَ إِلى‏ يَوْمِ اَلْوَقْتِ اَلْمَعْلُومِ ثُمَّ أَسْكَنَ سُبْحَانَهُ آدَمَ دَاراً أَرْغَدَ فِيهَا عَيْشَهُ وَ آمَنَ فِيهَا مَحَلَّتَهُ وَ حَذَّرَهُ إِبْلِيسَ وَ عَدَاوَتَهُ فَاغْتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفَاسَةً عَلَيْهِ بِدَارِ اَلْمُقَامِ وَ مُرَافَقَةِ اَلْأَبْرَارِ فَبَاعَ اَلْيَقِينَ بِشَكِّهِ وَ اَلْعَزِيمَةَ بِوَهْنِهِ وَ اِسْتَبْدَلَ بِالْجَذَلِ وَجَلاً وَ بِالاِغْتِرَارِ نَدَماً ثُمَّ بَسَطَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ لَهُ فِي تَوْبَتِهِ وَ لَقَّاهُ كَلِمَةَ رَحْمَتِهِ وَ وَعَدَهُ اَلْمَرَدَّ إِلَى جَنَّتِهِ وَ أَهْبَطَهُ إِلَى دَارِ اَلْبَلِيَّةِ وَ تَنَاسُلِ اَلذُّرِّيَّةِ اختيار الأنبياء وَ اِصْطَفَى سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِيَاءَ أَخَذَ عَلَى اَلْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ وَ عَلَى تَبْلِيغِ اَلرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ لَمَّا بَدَّلَ أَكْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اَللَّهِ إِلَيْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَ اِتَّخَذُوا اَلْأَنْدَادَ مَعَهُ وَ اِجْتَالَتْهُمُ اَلشَّيَاطِينُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ اِقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ اَلْعُقُولِ وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ اَلْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ وَ آجَالٍ تُفْنِيهِمْ وَ أَوْصَابٍ تُهْرِمُهُمْ وَ أَحْدَاثٍ تَتَابَعُ عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يُخْلِ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّةٍ لاَزِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ رُسُلٌ لاَ تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ وَ لاَ كَثْرَةُ اَلْمُكَذِّبِينَ لَهُمْ مِنْ سَابِقٍ سُمِّيَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ عَلَى ذَلِكَ نَسَلَتِ اَلْقُرُونُ وَ مَضَتِ اَلدُّهُورُ وَ سَلَفَتِ اَلْآبَاءُ وَ خَلَفَتِ اَلْأَبْنَاءُ مبعث النبي إِلَى أَنْ بَعَثَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اَللَّهِ ص لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى اَلنَّبِيِّينَ مِيثَاقُهُ مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ كَرِيماً مِيلاَدُهُ وَ أَهْلُ اَلْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ بَيْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِي اِسْمِهِ أَوْ مُشِيرٍ إِلَى غَيْرِهِ فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ اَلضَّلاَلَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ اَلْجَهَالَةِ ثُمَّ اِخْتَارَ سُبْحَانَهُ لِمُحَمَّدٍ ص لِقَاءَهُ وَ رَضِيَ لَهُ مَا عِنْدَهُ وَ أَكْرَمَهُ عَنْ دَارِ اَلدُّنْيَا وَ رَغِبَ بِهِ عَنْ مَقَامِ اَلْبَلْوَى فَقَبَضَهُ إِلَيْهِ كَرِيماً ص وَ خَلَّفَ فِيكُمْ مَا خَلَّفَتِ اَلْأَنْبِيَاءُ فِي أُمَمِهَا إِذْ لَمْ يَتْرُكُوهُمْ هَمَلاً بِغَيْرِ طَرِيقٍ وَاضِحٍ وَ لاَ عَلَمٍ قَائِمٍ القرآن و الأحكام الشرعية كِتَابَ رَبِّكُمْ فِيكُمْ مُبَيِّناً حَلاَلَهُ وَ حَرَامَهُ وَ فَرَائِضَهُ وَ فَضَائِلَهُ وَ نَاسِخَهُ وَ مَنْسُوخَهُ وَ رُخَصَهُ وَ عَزَائِمَهُ وَ خَاصَّهُ وَ عَامَّهُ وَ عِبَرَهُ وَ أَمْثَالَهُ وَ مُرْسَلَهُ وَ مَحْدُودَهُ وَ مُحْكَمَهُ وَ مُتَشَابِهَهُ مُفَسِّراً مُجْمَلَهُ وَ مُبَيِّناً غَوَامِضَهُ بَيْنَ مَأْخُوذٍ مِيثَاقُ عِلْمِهِ وَ مُوَسَّعٍ عَلَى اَلْعِبَادِ فِي جَهْلِهِ وَ بَيْنَ مُثْبَتٍ فِي اَلْكِتَابِ فَرْضُهُ وَ مَعْلُومٍ فِي اَلسُّنَّةِ نَسْخُهُ وَ وَاجِبٍ فِي اَلسُّنَّةِ أَخْذُهُ وَ مُرَخَّصٍ فِي اَلْكِتَابِ تَرْكُهُ وَ بَيْنَ وَاجِبٍ بِوَقْتِهِ وَ زَائِلٍ فِي مُسْتَقْبَلِهِ وَ مُبَايَنٌ بَيْنَ مَحَارِمِهِ مِنْ كَبِيرٍ أَوْعَدَ عَلَيْهِ نِيرَانَهُ أَوْ صَغِيرٍ أَرْصَدَ لَهُ غُفْرَانَهُ وَ بَيْنَ مَقْبُولٍ فِي أَدْنَاهُ مُوَسَّعٍ فِي أَقْصَاهُ و منها في ذكر الحج وَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ حَجَّ بَيْتِهِ اَلْحَرَامِ اَلَّذِي جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلْأَنَامِ يَرِدُونَهُ وُرُودَ اَلْأَنْعَامِ وَ يَأْلَهُونَ إِلَيْهِ وُلُوهَ اَلْحَمَامِ وَ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلاَمَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ وَ إِذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ وَ اِخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إِلَيْهِ دَعْوَتَهُ وَ صَدَّقُوا كَلِمَتَهُ وَ وَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِيَائِهِ وَ تَشَبَّهُوا بِمَلاَئِكَتِهِ اَلْمُطِيفِينَ بِعَرْشِهِ يُحْرِزُونَ اَلْأَرْبَاحَ فِي مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ وَ يَتَبَادَرُونَ عِنْدَهُ مَوْعِدَ مَغْفِرَتِهِ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى لِلْإِسْلاَمِ عَلَماً وَ لِلْعَائِذِينَ حَرَماً فَرَضَ حَقَّهُ وَ أَوْجَبَ حَجَّهُ وَ كَتَبَ عَلَيْكُمْ وِفَادَتَهُ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ لِلَّهِ عَلَى اَلنَّاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اَللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ اَلْعالَمِينَ

ادامه نوشته

بازتاب سخنان رهبری در رسانه‌های جهان در خصوص مذاکره با آمریکا

سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله "علی خامنه‌ای " در خصوص مذاکره با آمریکا و تهدیدات غرب علیه ایران، پیام واضح و روشنی را به جهان ابلاغ کرد که بازتاب فراوانی در رسانه‌های غربی به دنبال داشت که از این میان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

***روزنامه آمریکایی "نیویورک‌پست " در گزارشی با عنوان "آیت‌الله ایران با خشم، گفت‌وگوها را وتو کرد " نوشت که رهبری ایران تأکید کرد که تنها در صورت لغو تحریم‌ها و تهدیدها، ایران حاضر به گفت‌وگو با آمریکا می‌شود.


***روزنامه آمریکایی "واشنگتن‌پست " نیز تصریح کرد که رهبری ایران که حرف نهایی در کشور ایران را عنوان می‌کند در سخنان خود ضمن محکوم کردن تهدیدات آمریکا به حمله نظامی علیه ایران، هرگونه مذاکره آمریکا با ایران در شرایط تهدید و تحریم را ملغی دانست.


***خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری عنوان کرد که ایران در جو کنونی با آمریکا وارد مذاکره نمی‌شود و به نقل از سخنان آقای "علی خامنه‌ای " مقام معظم رهبری ایران نوشت: آنچه آنها می‌گویند، رئیس‌جمهوری ما و دیگران در حال گفتن آن هستند و آن این است که ما مذاکره می‌کنیم، صحت دارد اما نه با آمریکا زیرا آمریکا با صداقت و همچون یک مذاکره‌کننده عادی، مذاکره نمی‌کند. تهدیدها را کنار بگذارید و تحریم‌ها را کنار بگذارید.


***خبرگزاری فرانسه نیز در خبری تأکید کرد که رهبر قدرتمند ایران در سخنان خود تأکید کرد که گفت‌وگو با آمریکا تنها در صورت حذف تحریم‌ها و تهدیدها امکانپذیر است.
این خبرگزاری سپس با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب ادامه داد که واشنگتن که برای چندین دهه است رابطه‌ دیپلماتیکی با ایران ندارد، در پیشبرد قطعنامه‌ تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران نقش مهمی را ایفا کرد.

***خبرگزاری آلمان نیز عنوان کرد که رهبری ایران خواستار تغییر رویکرد آمریکا قبل از هرگونه مذاکره با ایران شد.


***روزنامه انگلیسی "گاردین " نیز در گزارشی با عنوان "دفع تنش هسته‌ای با تهران " تأکید کرد که آقای خامنه‌ای در سخنان خود تصریح کرده است که گفت‌وگوی آمریکا با ایران در سایه تهدیدها امکانپذیر نخواهد بود.
این روزنامه انگلیسی ادامه داد که تلاش‌های پیشین دیپلماتیک آمریکا برای تعامل با ایران همگی با شکست مواجه شد زیرا ایران تمایلی به فضای متشنج برای گفت‌وگو ندارد و اتحادیه اروپا نیز باید این مسئله را بداند که برای برقراری مذاکره‌ای سازنده با ایران نیازمند یک فضای کاملاً مطبوع و مناسب است.
این روزنامه انگلیسی تأکید کرد که آمریکا به منظور رفع موضوع هسته‌ای ایران باید به ایران تضمین امنیتی دهد.


***شبکه خبری الجزیره قطر در پایگاه خبری خود با اعلام اینکه رهبر ایران مذاکره با آمریکا را در سایه تهدید و تحریم رد کرد به نقل از مقام معظم رهبری اعلام کرد که "اگر قدرت‌های غربی می‌خواهند تهدید کنند، فشار بیاورند و تحریم کنند تا دست آهنی خود را نشان بدهند سپس از طرف دیگر تلاش کنند سر میز مذاکره بنشینند، [بدانند] که این مذاکره نیست و دیگر اینگونه مذاکره نمی‌کنیم. "


*** خبرگزاری روسی ریانووستی موضوع رویارویی و واکنش ایران به اقدام نظامی احتمالی آمریکا را تیتر گزارش خود کرد و با بیان اینکه واکنش ایران به منطقه محدود نخواهد بود به نقل از مقام معظم رهبری در ادامه تصریح کرد که ایران خواهان مذاکراتی نیست که در سایه تهدید و ارعاب و تحریم صورت می‌گیرد.

*** شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی نیز موضوع مذاکره را برای گزارش خود برگزید و با بیان اینکه رهبر ایران، آمریکا را بی‌صداقت دانسته، به نقل از ایشان نوشت که "آنچه درباره اینکه ما مذاکره می‌کنیم می‌گویند، [درست است] ما مذاکره می‌کنیم ولی نه با آمریکا زیرا آمریکا صادقانه و مانند یک مذاکره کننده عادی مذاکره نمی‌کند ".

*** شبکه خبری «روسیه الیوم» نیز در این خصوص گزارش کرد که رهبر ایران مذاکره با آمریکا را مشروط اعلام و تصریح کرد که تا زمانیکه تهدید و تحریم از ایران برداشته نشود، ایران با آمریکا مذاکره نمی‌کند.

*** خبرگزاری سوریه (سانا) موضوع تهدیدهای ایران را تیتر کرد و با اعلام اینکه رهبر ایران تصریح کرد که دامنه واکنش ایران به هر حمله احتمالی به منطقه محدود نیست، نوشت که [آیت‌الله علی] خامنه‌ای در این خصوص به آمریکا هشدار داد.

*** روزنامه فرامنطقه‌ای الشرق الاوسط نیز اعلام کرد که رهبر ایران اعلام کرد که در سایه تهدیدهای کنونی با آمریکا مذاکره نخواهد کرد.

*** روزنامه الحیات چاپ لندن نیز با پوشش این خبر اعلام کرد که رهبر ایران به مسئولان این کشور برای مذاکره با آمریکا چراغ سبز نشان داد که اگر شرایط مهیا شد، این مذاکرات انجام شود. این روزنامه در ادامه به شروط ایران اشاره کرد و نوشت که رهبر ایران اعلام کرد که آمریکا برای مذاکره با ایران باید دست از ادبیات تهدید و تحریم بردارد و پیشاپیش برای مذاکرات هدف مشخص، تعیین نکند.

*** پایگاه خبری المنار نیز تیتر نخست خود را به اظهارات رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران اختصاص داد و به نقل از ایشان نوشت: در صورت اقدام آمریکا علیه ایران،پاسخ ملت ایران به منطقه محدود نخواهد بود.

بیانات رهبری در بسیاری از روزنامه‌ها، پایگاه‌های خبری و مطبوعات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نیز بازتابی گسترده یافت و عمدتا با محوریت عدم گفت‌وگوی ایران با آمریکا پوشش یافت.

منبع: فارس

یا مهدی ادرکنی

ای غایب از نظر ها کی می شود بیایی

 ما را زغم رها کن بر درد ما دوایی

ای حسن بی نظیرت کرده مرا اسیرت

 نا دیده در کمندم دردا از این جدایی

من در خیال خالت در حسرت نگاهم 

ترسم که طی شود عمر ای نازنین نیایی

خود باعث حجابم بس که دلت شکستم

 شرمنده ی تو هستم تو غایت وفایی

فرانسیس بیکن(وصیت نامه )

 

(( من روح خود را به خدا . جسم خویش را به گور و نام خویش را به قرن های بعد از اقوام جهان تقدیم می کنم.))

سفر کردن

فرانسیس بیکن

(( کسی که به سرزمینی سفر کند و مختصر آشنایی به زبان رایج آن قوم نداشته باشد به مدرسه میرود نه به سفر ))

بدگمانی

 فرانسیس بیکن

(( سوءظن. در جمع خصال. به گونه جغد در حلقه پرندگان است . آن ها همیشه در تاریکی پرواز می کنند.))

در باره دوستی

آنکه او از افکار و اندیشه هایگوناگون است می تواند .سخن گفتن با یکی دیگر ذهن و درک خود را جلا می دهد و صفا بخشد . چنین شخصی به بیان افکار خود و تنظیم و ترتیب آن توانا خواهد بود . او خواهد دید که چگونه این افکار به کلمات بدل می شوند . به همین جهت خردمندتر از آنچه هست خواهد شد .

((مکالمه یک ساعت بیش از تفکر یک روز ارزش دارد.)).

((آنها که رفیق ندارند و خود را رفیق خود می دانند مردم قسی القلب و خونخواری هستند .))

                                             ..فرانسیس بیکن..

به باغ هم سفران

صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن می روید  

(نمونه ای از شعر سهراب سپهری از مجموعه حجم سبز)

ادامه نوشته

شاهد عهد شباب.آمده بودش به خواب

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد                    از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام وقدح می شکست            باز به یک جرعه می عاقل وفرزانه شد

شاهد عهد شباب .آمده بودش به خواب                    باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

مغبچه ای می گذشت راه زن دین ودل                       در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت                        چهره خندان شمع آفت پروانه شد

گریه شام وسحر شکر که زایع نگشت                       قطره باران ما گوهر یک دانه شد

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری                         حلقه امداد ما مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست                             دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد                 

زندگی

 

زندگی یعنی گل به توان ابدیت ...........................................................

ادامه نوشته

یا رب

یا رب غم آنچه غیر تو در دل ماست

                                                          بردار که بیحاصلی از حاصل ماست

الحمد که چون تو راهنمایی داریم   

                                                          کز گمشدگانیم که غم منزل ماست

 

ادامه نوشته

یادی از عزیزان

 

 

میرن آدمااز اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه

 

ادامه نوشته

به نام کردگار

مدیریت دولتی

رشته تحصیلی مدیریت دولتی یکی از دوره های تحصیلی آموزش عالی است و هدف از تشکیل این دوره آموزش نیروی انسانی متخصص و مورد نیاز سازمان ها .اداره ها.موسسه هاوشرکت های دولتی و خصوصی است.

کاش دروس ریاضیات و حسابداری را از این رشته تحصیلی حذف می کردند