زندگی چیزی نیست که لب تاغچه عادت از یاد من وتو برود

زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی می پیچد

آسمان . عشق .زمین. دریا .هوا. نفس و .....مال من است گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست ور نه خاموش است و خاموشی گناه من ......