زندگی
زندگی چیزی نیست که لب تاغچه عادت از یاد من وتو برود
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی می پیچد
آسمان . عشق .زمین. دریا .هوا. نفس و .....مال من است گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست ور نه خاموش است و خاموشی گناه من ......
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر ۱۳۸۹ ساعت ۶:۵۶ ب.ظ توسط سعید
|