ملا نصرالدین الاغی داشت.او را به بازار برد که بفروشد.هر خریداری که جلو می آمد الاغ او را گاز می گرفت و آنان را که از پشت به او نزدیک می شدند لگد می زد.

مردم گفتند: این الاغ را کسی نخواهد خرید. ملا گفت:

می دانم.من هم اورا برای فروش نیاورده ام.می خواهم مردم بدانند من از دست این الاغ چه می کشم.