آی دنیا

در پیِ مهربانی و صمیمیتِ نابها

طلبکارِ رفیقیم و اعتماد و مهرها
شاهدِ نمِ باران و رقصِ برگِ زردها

حسرتِ دیدارها و گفت‌وگوهایِ بی‌ریا
اسیرِ دنیایِ مجازی و تکرنگِ شب و روزها

چه خوش باشیم با یادِ آن سالیانِ راستین
با خانه‌هایِ گِلی و سفره‌هایِ پرزحمتشان

و آن آژیرِ خطر، به رنگِ سرخ و سپید
که در خاطره، اکنون شده است یک نوایِ غریب

چه دلخوشیم اما به مرورِ خاطراتِ آن سالها