نمیروم
به جنگل نمیروم برای تاریکی مسیرش،
که هر شاخهاش یادآور چنگهای گذشته است.
به آینه نمیروم برای حقیقت نگاهش،
که هر انعکاسی زخمی کهن را تازه میکند.
به کتاب نمیروم برای پایان هر داستانش،
به عشق نمیروم برای ترس از فراموشیاش.
به خواب نمیروم برای کابوس بیداریاش،
به خورشید نگاه نمیکنم برای تندی نورش
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۱۲ ق.ظ توسط سعید
|