در گذرم اینچنین زندگی را

در حیرتم این بغض خفته را

صدایت میکنم بشنو صدایم را

می‌خوانم مهربانی جانت را

ذهنم جز زیبایی نمی‌خواهد تو را

دستانت را بمن بده عشق می‌خواند تو را

حجم سکوتت خراش می‌دهد این جان را

دلم تاب ندارد این بیقراری تو را

بگو چه شده است نازنینم تو را

در حیرتم این بغض خفته را