بیا
ز کویت ره نبرم به آسانی
ز جانت دل نبرم به این آسانی
تا کی گویمت از این دیوانگی
لب بگشای از هجر و دلدادگی
مجنونم و دیوانه تر از عاشقی
دل بسته ام بر چشمانت ای آبی آسمانی
بیا که تو مرحم هر زخمی در این وادی پریشانی
لب بگشای تا چهره بر کنم از بی تابی
عالم همه دانند عاشق توعم در این وادی پریشانی
جانم به لب رسید ای عشق پس تو کجایی
ز کویت ره نبرم به آسانی
بیا که مرحم زخمی در این پریشانی
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۷:۵۱ ق.ظ توسط سعید
|