پرسه خیالات
پرسه در حوالی خیالات من نزن
دل را با وادادگی هایش هرس نزن
مرا اینچنین ویران خراب دست طردم نزن
تنهایم و این تنهاییهایم را با دست پس نزن
خیره به دل خویشتنم، مرا با دل پس نزن
دلم را با خیالاتم خوشست، زخم بر دلم نزن
مرحمی اگر نیست تو را، نمک را با دل نزن
پرسه در حوالی خیالات من نزن
دلدادگی گر بلدی، بیا و خیالت را پس نزن
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۲:۳۰ ق.ظ توسط سعید
|