ساعتهای حضورش
ساعتها برای حضورش در انتظارم
بیقراری هایم را وقت آمدنش نظاره ام
ساز دل از آمدنش رقص کنانم
خیره در چشمانش، عشق ها را در انتظارم
از نگاهش، از نگاهم می زند ساز چشمانمان
ساعت ها از حضورش در انتظارم
غرق در خاطراتی زیبا در کهنه دیدارمان
غزل عشق سر می دهد این دیدارمان
از چشمانش عشق و آواز دلها خوانده ام
از عمق چشمانش ساز دلش خوانده ام
ساعتها برای حضورش در انتظارم
+ نوشته شده در سه شنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۲:۱۹ ق.ظ توسط سعید
|