روزگاریست خنده هایت گم شده 

خزانی در رویای ماندنت را گم شده

بودنت را آرزویی در من است ک گم شده

پاییز بودنت را با من باش این نیز گم شده

دلت را خزانیست سرد با من پس چرا گم شده

پیداست درونت نقش و نگاری زیباست پس چرا گم شده

آرزوی بودنت در باغ دلم گرچه زیباست اما گم شده