می دانی

در اندیشه ی دیگری سر کرده ام

می دانی

روزها را به شب گذر کرده ام

می دانی

فاصله ها را سفر کرده ام

می دانی

غروب را بیرون مانده ام

می دانی

برایت گلهای ارغوانی چیده ام

می دانی

روزها را تا شب چطوری گذرانده ام

می دانی

وسعت نگاهت را هیچگاه ندیده ام

می دانی

درون قایقم اما بی پارو ،وسط دریا بی هدف در پی هدف ام

می دانی

تشنه در کویر جان داده ام