یاد آن روزهای قشنگ
یاد آن روزهای مهر و مدرسه بخیر زیبا بخیر
من اون وقتا هر زمان صدای آژیر قرمز جنگ میومد یاد و خاطرات مدرسه میفتم
ابتدایی و تعطیلی مدرسه و صدای هواپیما و جنگ و...
اما بهتر از همه بوی خوش کتابا و زنگای تفریح خوردن خوراکی هایی رنگارنگ ک مدرسه میداد یه حس و حال دیگه ای میداد
صدای زنگ های انقلاب و سروده های اون زمان
صبح های زود پا شدنا و احیانا مامان جورابای من کجاست
عصرگاهی و پایان کلاس بوی نان و تنور داغ
صف های صبحگاهی و سرهای کچل جوری راه راهی مثل چمن
فریاد های بلند ناظم و فرار بچه ها برای صف
دیر کردن صبحگاهان و ماندن پشت درهای بسته
درس نخاندن و خودکار لای انگشت و در پی کمربند اینا همه پیشکش یه ضربه شیلنگ
خاطراتی قشتگ
یادی از آن روزهای قشنگ
یادم آرد آن روز شیرین گردش یک روز دیرین
یا
انار یاقوت دسته به دسته
یا مثل چوپان دروغگو
همه رفتندو بقول معروف کسی دور و برم نیست
تمام ان بچه ها کو...
یاد آن روزهای قشنگ