نگاه سرد
نگاه سرد شقایق ها پرپر میکند
ز رخسار دیدن یار دیگر خبر نمیکند
نگاه سرد دل را دلزده میکند
بر تار و پود هستی رخنه میکند
زلف پرشانش بر دیدگان سردی کند
اخم هایش از دور ویرانه میکند
من تمنای دیدار او کنم
او حال پریشان خود را سر کند
نگاه سرد چهره را بیمار کند
جان تازه تو را از خوبی به در کند
نگاه سرد شقایق ها را حتی پرپر کند
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر ۱۳۹۵ ساعت ۱:۱۹ ب.ظ توسط سعید
|