پنجره را باز کن می دمد هوای زیبایی

محو تماشای اینهمه زیبایی

فصل زرد و رنگ خزان آمده

فصل برگهای ریخته بر زمین آمده

دلها نیز رنگی دگر شد

حال و هوایمان ابری شد

بر زمین رنگ زرد و دلهای ریخته

ابری شده هوای مه آلود دلها