دیر زمانیست ک از قافله جا مانده ام

انگار دیر آمده ام

مردم را می نگرم در این تب و تاب زندگی

خود را فراموش کرده ام در این زندگی

چرا فکرها مشغول جای دگر است

مگر نه اینکه اینجا بهشت دگر است

بیا تا برهیم از این فکر مشغولی

زیست کنیم بر سلول خاکستری

گرچه پریشان شده است جامعه

زندگی را بهر دگران کرده است بهانه

اما زندگی همین جاست ای بهانه