گویند دل ما مث سنگ خواهد بود اگر آنجور ک میخاهیم نشود

میگن اگه آدم دلش بگیره حالا ب هر دلیلی حس ما چگونه هست؟

مث یه عاشق لب دریا یا تکیه بر تنه درخت ویا ...!

اری دیگر هیچ کسی حوصله هیچکس و هیچ چیزی رو نداره!

همه در تاب و جنب و جوش و حرص خوردن و دویدن و دوین

همش انگاری یه چیزی گم کردیمو داریم سراغش میگردیمو دس آخر هم پیداش نمیکنیم!

وقتی بخودمون میایم میبینیم ای داد و بیداد موهامون سپید شده

دلامان کدر شده!

حس و حال هیچیو نداریم!

پرخاشگر شدیم

از همه گریزونیم!

وای بر ما تا ب کی چرا؟

خنده چطوری هست!؟

دیگه حتی بیشتر وقتا فیلمهای کمدی هم خنده رو به ما هدیه نمیکنه!

مث ربات قبل از طلوع خورشید از خواب بلند میشیم و بیرون میزنیم و وقت غروب خورشید هم برمی گیردیم تازه برخی هم ک بر نمیگردن!

فرصت شادی و خنده کو!؟

اصن خنده چطوری هست!؟