در غزل های تو گشته ام گم

حبسم اینجا همین بند چارم


با نگاهت ملاقات دارم


دور از چشم بی رحم مردم


آن طرف تو،من این سوی میله


قلب زندان ندارد ترحم


می پرد یک کبوتر نگاهت:


کوچ رویایی باده از خم


این دل خسته را نرم و آرام


می برد تا دل سبز گندم


می نشیند صدایت به قلبم:


کلبه ات را رها کن عمو تم!


روح عشقم که هستم برایت


جمکرانی ترین جاده ی قم!


// سینه را مست و زیر و زبر کن

با دلم تا خدایت سفر کن!//

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد