تو را

تو را با چه دلبرانه ای صدایت کنم

تو را با کدامین واژه ها هجایت کنم

تو را با چه وصفی بخش بخشت کنم

تو را با کدامین جهانم تقسیمت کنم

تو را چگونه اینجا صدایت کنم

تو را با مهربانی ات را چگونه توصیفت کنم

تو را چطوری من به اینجا مهمانیت کنم

تو را چگونه به خانه ام مهمانی ات کنم

تو را با چه دلبرانه ای صدایت کنم...

گم شده

روزگاریست خنده هایت گم شده 

خزانی در رویای ماندنت را گم شده

بودنت را آرزویی در من است ک گم شده

پاییز بودنت را با من باش این نیز گم شده

دلت را خزانیست سرد با من پس چرا گم شده

پیداست درونت نقش و نگاری زیباست پس چرا گم شده

آرزوی بودنت در باغ دلم گرچه زیباست اما گم شده

گم شده

روزگاریست خنده هایت گم شده 

خزانی در رویای ماندنت را گم شده

بودنت را آرزویی در من است ک گم شده

پاییز بودنت را با من باش این نیز گم شده

دلت را خزانیست سرد با من پس چرا گم شده

پیداست درونت نقش و نگاری زیباست پس چرا گم شده

آرزوی بودنت در باغ دلم گرچه زیباست اما گم شده