جای دگر

ای که تو در میان جمع و من جای دگر

تو در این دینا و من دنیای دگر

صورت تو در خیال من

من اما در پی تو در جای دگر

تو گوهری بی همتا و بی نظیری

من اما دنبال تو افتاده ام در خطر

شرح و بیان تو،نیست قابل وصف

وصف من از تو اما در دنیای دگر

همچو

همچو نسیم صبحگاهی ام

می زدایم تمامی دردهایم

همچو ابری بارانی ام

میشورم چشمان گریانم

همچو دریایم

مواج و زندگانی ام