فصل خزان

فصل خزان شد و دلها لرزان

فصل عاشقانه‌ی لیلی و مجنون

من اما ناپیدا در این برگ ریزان خزان

زیبایی و دل دادن 

عشق ناب و مستانه دلان

هوای دو نفره با جانان 

فصل خزان شد و دلها لرزان

هیاهوی زیبای جانان

درس و دانشگاه همچنان

بوی نم باران

خش خش برگها در خزان

چه نعمتی است برگ ریزان

باز فصل خزان شد

باز فصل خزان شد

دلی با قلبی آشنا شد

باز باران های عاشقانه

قدم زدن در نم نم باران

خش خش برگ درختان

صد دانه های خوشرنگ

عصرهای عاشقانه

سکوت  طولانی شبانه

برای بچه ها بوی ماه مدرسه

فصل احساس و عاطفه

ریزش برگ برگ پاییزانه

فصل تدریس های جانانه