لوح
می گذرم از خیال تو
از تمام مهربانی های تو
خاطراتت را می نگارم بر لوح زیبایی ها
یادت را میسپارم به قاصدک ها
می آید آن رهگذر کوچه های شاد
می نویسد آن زیبا قلم بر این لوح زیبا
تو را آغاز میکنم بار دیگر
جانانه و مستانه می روم از این بازار
هر لوحی مدح و ثنای تو گوید در این بازار