تو آرامشی

تو آرامشی

آرامشم را از تو می گیرم 

فصل مشترکم را با تو اغاز خواهم کرد

دریای دلم به یاد تو موج خواهد زد

دستانم زیبایی تو را نوازش خواهند کرد

شاد بودن را در خود خواهم دید

امواج تلاطم دریا مرا صدا می زند

گاهی حس بودنت را فریاد میزند

تو آرامشی

وسعت نگاهت در عمق جانم می دمد

یا اخم نگاهت مرا با خود می برد

در چشمان تو پروازی می پرد

شاپرکی بر شاخسار

پرنده ای زیبا

شوق پرواز

آری یاد تو آرامشی را پرواز می کند

شوق پرواز مرا با خود می برد

تو آرامشی

گر که باشی جانی تازه می دمد

من را با یاری همچو تو پرواز می دهد

روح لطیفت مرا جانی تازه می دهد

در هوای با تو بودن ممد حیات بودنم می دهد

یاری و پروازی در این ره جان می دهد

یاد من و تو حتی فاصله نیز جان می دهد

در هوایی بارانی

باز روزی خوش و صبحب تازه از باران

باز نوری و صدایی و قلمی زیبا

باز بارانی به لطافت دریایی بیکران

باز روزی دیگر و لبخندی نو و جانی تازه

باز بارانی به وسعت آسمانی زیبا

باز روحی تازه در جسمی کهنه

ترنم باد بهاری را دوس داریم

زیبایی وصف ناپذیر این روز ابری را دوس داریم

بارش باران

هیبت و شکوه باران

روزی بارانی

هوایی ابری

جانی بهاری

روحی نرم و لطیف

جانم باران بهاری

هوایی پاک و نفسی شیرین

در هوایی بارانی

می دمد صبحی زیبا با ترانه ایی زیبا

در هوایی بارانی

لبخند زیباست،می بینم بر لبان مردمان

روزی زیبا،فصلی نو،هوایی ابری

در هوایی بارانی

حتی درختان نیز از بارش باران رقص کنان

گنجشک ها نیز آواز خوان

در هوایی بارانی

میشوید خاک های کهنه بر بام خانه

میشوید دلهای چرکین را جانانه

در هوایی بارانی

 

هوای بهاری

باز سال نو،خاطری نو،هوای نو

در رهگذر کوچه ها گذشته باز یاد هوای نو

بوی تازگی شکوفه های بهاری

عطر دوست و یار قدیمی

لا به لای بوته های سبزینه بهاری

یا که کنار درخت زیبای ارغوانی

منو یک دل زیبا در این روزهای بهاری

شروع یک روز خوب زندگی

سال نو و حس خوب زندگی

دشت هایی از گل شقایق ها در یک روز بهاری

بوی خوش بابونه در این روز خوش بهاری

زمینی سبز،درختانی نوشکوفه،چشمه های جاری

حس یک هوای خوب بهاری

سایه بانی از درختان سبز بلوط

پیچیده عطر خوش این فصل بهاری