آه ای...
آه از روزگاران سرد و سخت
آه از مردمان آزار
آه از بی فرهنگ یی های تعصب
آه از ظلم انسان های ستمکار
آه از عده ایی مردمان متملق
آه از مردمان چرب زبان
آه از خلق ناسازگار
آه که خسته ام از همرنگ جماعت شدن
آه خسته ام از مردم نقاب به صورت
آه تا به کی اینهمه دروغ و دغل و نیرنگ
آه به کجا چنین شتابان
آه سکوتی مبهم و تاریکی سخت و سفت در نوشته هام
آه ای آدمها
دیگر نمانده رمقی برای این درمانده در راه
آه ای روزگار سرابی فریب بیش نمودی
آه ای روزگار چه کرده ایی با این مردم سراب نما...!؟
آه ای روزگار فریاد رسی نیست
آه ای مردم پس جواب سادگی چرا اینهمه ظلم..!؟
آه ای مردم خسته ام از همه شماها
آه ای مردم ناقوس هر به صدا در آمده است!
آه ای مردم رها کنید حقه ها را
آه ای مردم چرا کف دست ...پشت دست گشته است...!!!؟
آه ای مردم خسته ام از شماها
آه ای روزگار مانده ام در راه
آه ای زمین دوار ما را دور گردان
آه ای زندگی خلاص و رهایی از این مردمان
آه ای ...آه ای...آه ای...