ایران

ای ایران ای مرز پر گوهر

ای خاکت سرچشمه هنر

ایران فدای اشک و خنده ی تو،دل پرتپنده ی تو

ایران اگر دل تو را شکستند...!

در یکی از وبلاگ های دوستان صحبت از تماشای سریال کره ایی افسانه جومونگ شده بود و اینکه مردم باز بعد از چندین بار دیدن باز به تماشای آن می نشینند و کلی حس اون سریال رو میگیرند تا جایی که در پی سالهای گذشته از بازیگران و دست اندرکاران این سریال به ایران دعوت میشد و همه مشتاقانه به تماشای هیکل های ریزه ومیزه اونا می رفتند برخی هم آنها را به شکل یه غول می دیدند!

اما در  این وبلاگ دوستمان انواع کامنت ها بود منم واسش ارسال کردم یه چیزهایی که ناچار اینجا هم که شده برای تسکین و آرام شدن قبل خودم دوسدارم بنویسم اینجا،بنویسم از بی هنری ،هنری ایرانیان

هنر نزد ایرانیان است وبس(البته درب کوزه گویا)

افسانه جومونگ اکثر مردم پوشالی رو پوشالی تر کرده!

چه شده است ؟که ایران عزیز ،ایران بزرگ تبدیل به ایرانی کوچک،ضد حقوق بشر؟ مردمی تروریسم و وحشی در اذعان عمومی و جوامع بشری لقب گرفته؟

ایران و ایرانی که هر وقت و هر زمانی البته قبل از ورود اعراب پاپتی به ایران (بحث اسلام نیست)!؟هر جا که اراده آهنینشون میخاست میرفتند و آن سرزمین را به قلمرو خود و زیر پوتین هاشون در می آوردند!؟

ای کشور پرآوازه و بلندآوازه تو را چه شده است که اینگونه رام شده ایی و سکوت کرده ایی!؟

ایران به خاک خسته ی تو سوگند،به بغض خفته زاگرس و دوماوندت سوگند

قول خواهیم داد در آینده حق سکوت های تو را بگیریم و بار دیگر قدرت تو را به رخ بکشیم.

چه شده است که عربایی که باعث چندش اروپا و شرق و غرب شده بودند الان مایه فخر اونا شده اند و حتی در زمینه های مختلف ایران فقط بله قربان اونا شده!؟

چه شده است است که ایران و ایرانی لقب ضد حقوق بشر،تروریست و مداخله کننده خطاب میشود!؟

چه بلایی سرت اومده ای ایران،ای خسته ی دورانهای ...!؟

چه شده که شکل یه گربه خسته و پیر فرتوت و بی پنجول شدی!؟

ایران فدای اشک و خنده ی تو،از اینهمه دل پرتپنده ی تو

به امید روزی که در آینده اقتدار گذشته ایران برگرد...(دوستان احساسی نوشتم اگر جایی اشکال یا ایراد جملات یا واژه ایی داره لطفا بگید تا اصلاح کنم لطفا فقط خصوصی نذارید چون هیچ کامنتی مورد لطفا تایید قرار نمی گیره.با تشکر).

 

آه ای

آه ای ترانه های دلنشنین دلم را آرام کنین

آه ای سپیدارهای سخت مرا سایه بانم کنین

آه ای بازار درهم دگر وقت آشفته بازارم نیست

آه ای مرجان های ته دریا بالا آیید آرامم کنید

آه ای پرنده های سبکبال بر فلک فرود آیید آرامم کنید

آه ای دریاهای نیلگون موج زنید بر ساحل،آرامم کنید

آه ای نسیم باد ایاز با خود آر آرامش را تا که آرامم کنی

آه ای مردمان آرام گیرید تا که آرامم کنید.

بی روح نباش

بی روح نباش

جان من آوار نباش

جان بده با نفسهایت ای دنیای فانی

بشکف در ژرفای وجودم ای دنیای میرا

نگاه کن:

شکوفه کردن گلهای بهاری

ببین:

تازگی نهال های زندگی

بی روح مباش

جان من آوار نباش

رنگ گلها ،برگ درختان،بیراه نباش

خلق کن مهر و مهربانی را

رنگ کن همه رنگی را

طعنه زه هر خار و گل نزن

تو خود نماد یکرنگی و دلدادگی باش

بی روح مباش

جان من آوار نباش

لبخند بزن ،با شادی روز را گذر کن

ناب باش ،زلال باش از این معبر گذر کن

 

دلم باران میخاهد

دلم باران میخاهد

دلم یه خورده گریه میخاهد

دلم اشک های جاری میخاهد

دلم سراب آشنا میخاهد

دلم واژه های آزاد میخاهد

دلم ترانه هایی برای ماندن میخاهد

دلم باران میخاهد

دلم فریاد گذر میخاهد

دلم هوای تازه میخاهد

پس دلم باران میخاهد

دلم گریه های آشکار میخاهد

دلم هوای پر زدن میخاهد

دلم خسته گشته است

دلم کمی گریه میخاهد

دلم باران میخاهد

شاید برای همیشه

شاید بروم برای همیشه

شاید ننویسم برای همیشه

شاید آفتاب لب بومم واسه همیشه

شاید ابرها نبارند دیگر برای همیشه

شاید مث ماهی بیرون از آب جان دهم برای همیشه

شاید مث روحم در جسمی رهرو برای همیشه

شاید از فرایند باد و باران دیگر نبارد برای همیشه

شاید فقط حضور فیزیکی دارم برای همیشه

شاید برای همیشه

موسیقی کلام

در اندیشه و نگاه من ضرب زمین

در یاد من خاطراتی از زمین

ذهن من پر است از خاطراتی شیرین

یاد من تنها دیاری از شعر های شیرین

روح خود را به باد سپرده ام

عمق وجودم در باد گم گشته است

دستم به تار و نوازیدن گشته است

می نوازم تا که نسیم باد بهاری

در این دشت سبز و طراوت بهاری

صدای زیباییش در این کلبه تنهایی

باد با خود ببرد بر برکه خوشحالی

می رقصند گلها

جاریست اب رودخانه

فضای عطر گل محمدی

بوی سبزه و جوی زیبا

می تراود آفتاب

حس زیبا و آرام و این موسیقی زیبای کلام

 

 

سال نو

آمد این سال جدید و نفسی تازه

آمد این سال و همه سال با جانی تازه

ممد حیات است روح تازه

عشق به نوشتن خواهم در این جای تازه

می آیم با روح و جسمی نو

می نویسم بر این صفحه ی نو

 می نگارم با تمام وجود در این سال نو

 گل و بلبل و سبزه و طراوات

حس کوه های سر به فلک

نفس باد صبا خواهم در این ملک