10جانور عجیب و غریب دنیا/ عکس

مانتیس شکارچی
این جانور موجود بسیار عجیب است به گونه ای که یونانیان باستان اعتقاد داشتند دارای قدرت ماورایی است و به همین دلیل نامی با معنای مقدس برای آن انتخاب کرده اند.
نوع ماده این جانور در حین جفت گیری اغلب جفت نر خود را می بلعد.
ادامه نوشته

رقص های زننده در پارتی تا نیمه های شب+تصاویر

این پارتی بمناسبت جشن تولد دختر یکی از برج سازان خارجی برپا شده بود.
تصاویری که مشاهده می فرمایید از این مراسم لهو لعب گرفته شده است.

افق(ofoghnews.ir):
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
قسمت جکوزی و استخر ساختمان پارتی
حرکات ناشایستی که از دختران و پسران حاضر در پارتی مشاهده شد
واکنش تعدادی از دختران و پسران پس از دیدن پلیس
عکس های لو رفته از اتاق خواب ها…
بعضی ها هم در جاهای مخفی پنهان شده بودند که پلیسها موفق به شناسایی آنها شدند
استفاده از مدلهای مو دور از شان یک جوان
رقص های زننده در پارتی تا نیمه های شب
کشف مقادیر زیادی CD مستهجن و ادوات موسیقی در پارتی:
بعضی ها هم احساس ندامت و پشیمانی داشتند
عکس خلاف کاران و متهمان ردیف اول این پارتی

چهاردیواری اختیاری که می گویند همین جاست+تصویر

کاش می شد.....

كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت

كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت

كاش مي شد از قلم هايي كه بر عالم رواست

با محبت با وفا با مهرباني ها نوشت

كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان

داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت

كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود

كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت

وای کاش همیشه باشیم در این دنیای سرد

تا بچشیم طعم تلخ این حقیقت سرد

ویولون

یکی از صبح‌های سرد دی ماه در سال1390 ، مردی در متروی تهران، ویولن می نواخت. او به مدت ۴۵ دقیقه، ۶ قطعه از باخ را نواخت. در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می‌رفتند. بعد از سه دقیقه یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد. او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود. ۴ دقیقه بعد: ویولنیست، نخستین پولش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد. ۵ دقیقه بعد: مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت. ۱۰ دقیقه بعد: پسربچه سه‌ساله‌ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می‌کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد. پسربچه در حالی که دور می‌شد، به عقب نگاه می‌کرد و ویولنیست را می‌دید. چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها بچه‌ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند. ۴۵ دقیقه بعد: نوازنده بی‌توقف می‌نواخت. تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند. بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه داند. ویولینست، در مجموع 14500 تومان کاسب شد. یک ساعت بعد: مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد. هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد. بله. هیچ کس این نوازنده را نمی‌شناخت و نمی‌دانست که او «سَیّد محمّد شریفی» است، یکی از بزرگ‌ترین موسیقی‌دان‌های دنیا. او یکی از بهترین و پیچیده‌ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن‌اش که ۳۵ میلیون تومان می‌ارزید، نواخته بود. تنها دو روز قبل، سَیّد محمّد شریفی در برج میلاد کنسترتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی‌اش به طور متوسط 100 هزار تومان بود. این یک داستان واقعی است. روزنامۀ همشهری در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم، ترتیبی داده بود که سَیّد محمّد شریفی به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد. سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می‌شوند: در طول زندگی خود چقدر زیبایی در اطرافمان بوده که از دیدن آنها غافل شده ایم و حال به جز خاطره ای بسیار کمرنگ چیزی از آن نداریم؟ به زیبایی هایی که مجبور به پرداخت هزینه برای آن ها نبوده ایم چقدر اهمیت داده ایم؟ در تشخیص زیبایی های اطرافمان چقدر استقلال نظر داریم؟ تبلیغ زیبایی ها چقدر در تشخیص واقعی زیبایی توسط خودمان تاثیر گذار بوده؟ (به عبارت دیگر آیا زیبایی را خودمان تشخیص میدهیم یا هیجان تبلیغات و قیمت آن؟؟؟!!!) و نتیجه‌ای که از این داستان گرفته می‌شود: اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به یکی از بهترین موسیقی‌دان‌های دنیا که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی‌های نوشته شده با یکی از بهترین سازهای دنیاست، نداریم، … پس: از چند چیز خوب دیگر در زندگی‌مان غفلت کرده آیم؟؟؟؟

مادری پسرش را ۲۱ سال به زنجیر بست+تصاویر

زن چینی پسر روانی اش را مدت ۲۱ سال با زنجیر بسته است تا همسایه ها را اذیت نکند.


 

 
هانگ ۳۷ ساله پسری است که بیشتر زمان عمرش را درحالی سپری کرده که با زنجیر به تخت بسته شده بوده است. او توسط مادر ۷۱ ساله اش نگهداری میشود.

 
بر اساس گزارشات ساعد دست او به علت مدام بسته بودن به تخت زخمهای عمیق و بدی دارد. مادرش میگوید ناراحتی و پرخاشگری او از سن ۱۶سالگی و بعد ازافسردگی ناشی از یک شکست عشقی شروع شده است. وی می افزاید: چون او عادت کرده بود بیرون برود و مردم را کتک بزند مجبورم او را با زنجیر ببندم اگرچه این کار برای من خیلی سخت است.

 

 
مادر "هانگ" در ادامه افزود: او به رنگ قرمز حساسیت زیادی دارد چرا که دختری که او رها کرد آخرین بار رنگ قرمز به تن داشته ست و به همین دلیل او به زنانی که لباس قرمز دارند حمله میکند.

 

 
ما کشاورز هستیم و خرج درمان و داروهای او را نمیتوانیم پرداخت کنیم و تنها کاری که میتوانیم برای او انجام دهیم محافظت و تغذیه و تمیز نگهداشتن اوست. اما اگر او را با زنجیر نبندیم ممکن است به هرکس حتی خودش آسیب برساند و چاره ای جز این وجود ندارد. شاید خیلی ها فکر کنند من مادر سنگدلی هستم اما همه این کارها را فقط به خاطر حفظ سلامتی او انجام میدهم.